اول یه سوزن به خوددندانپزشک
بیا در عاشقی دندان و لب باش
کنارم صبح و ظهروعصر وشب باش
تو قندی ّ و مخرب بهر دندان
بیا جانا برای من رطب باش
مدیران
شدم در عاشقی بنده کلافه ت
شده سنگین عزیز من خلافت
خجالت را رها کن پوشه بگشا
که هم امضا کنم من هم پارافت
دانشجو
چو من در عاشقی اند کلاسم
اگر بوسم ندادی می پلاسم
کتاب و جزوه و دفتر بهانه ست
فقط میخوام کمی با تو بلاسم
فیزیکدان
بیا در عاشقی بی شیله باشیم
و مثل جاذبه بد پیله باشیم
توخورشیدم شوی دورت بگردم
در اثبات تز گالیله باشیم
زلزله شناس
بیا در عاشقی ثابت قدم باش
نه روی ویبره مثل شهر بم باش
شدم مدفون آوار دل خود
به فکر این گسل هم بیش و کم باش
مرغ فروش
بیا در عاشقی بی کینه باشم
یکی رون و یکی مون سینه باشیم
رهاکن جیگر و سندان کَت و بال
بیا تا بهر هم چون چینه باشیم
ابزارفروش
بیا در عاشقی مان شهره باشیم
مثال عشق پیچ و مهره باشیم
برات پیغوم گذاشتم رو کلوچه
که شاید باب شعر شهره باشیم
انباردار
بیا از عاشقی آکنده باشیم
نه اخم آلود ونه پرخنده باشیم
نه مانند تریلی چند دنده
نه مثل لیفتراک بی دنده باشیم
نانوا
بیا در عاشقی افتم به زیرت
تو باشی وردنه من هم خمیرت
تنور عاشقی را گرم تر کن
بسوزانم که من هستم اسیرت
ساندویچی
بیا در عشق .فلفل. تیز باشیم
مث! روغن روان و لیز باشیم
نه چون کالباس پهن و بی تحرک
نه بی جنبه مث سو سیز باشیم
حمومی
بیا در عشق بی تلکیف باشیم
گشاد و تنگ مثل قیف باشیم
نه مثل سنگ پا بی روح و پررو
نه هم وارفته مثل لیف باشیم
نجار
بیا در عشق مثل ارّه باشیم
چو لولا در دل یکدیگه جاشیم
نه مثل رنده هی بیرون بریزیم
نه مثل تیشه سوی خودبپاشیم
دله دزد
بیا در عاشقی قالتاق باشیم
به فکرکارهای شاق باشیم
اگر یارانه مان را قطع کردند
به فکر دزدی قالپاق باشیم
متخصص گوارش
بیا از عاشقی آسوده باشیم
وتاکی عشق را آلوده باشیم؟
جهان عاشقی مانند بادست
نباید مثل باد روده باشیم
اپاراتی
شدم از عشق من مفلوک و مفلس
شدم آواره چون افراد هُم لِس
دلم خالی شده از نازو واز عشق
یه چیزی مثل لاستیک تیوب لس
شما بفرمایید بقیه مشاغل را
*******
افاضات العلما و اضافات الشعرا:
جناب صادقی عزیز
بیا در عاشقی فعال باشیم
اگر فرصت نشد دلال باشیم
اگر یارانه را قطعیده باشند
بیا ماهم کمی رمال باشیم
بیا در عاشقی تنظیم باشیم
برای عاشقی خوش خیم باشیم
درون حوض آب دیپلماسی
برای انگولک تسلیم باشیم
دکترمحسن عزیز
داروساز
بیا دارو و درمان دلم باش
در این دلواپسی جان دلم باش
نمی جوشد دل از گرمای دستت
بیا و قرص جوشان دلم باش
آغوی شیرازی
فراوان شعر خوبِ صادراتی
که شیرین عینهوقندونباتی
همه دیدم درون گمرکت من
دوبیتی های ناب (نادر)اتی
استاد سانی
بيا در عاشقي جانانه باشيم
مثال ياري و يارانه باشيم
اگر يارانه مان را قطع كردند
به فكر كار با رايانه باشيم
علیرضا رضایی طناز
بيا يك آدم فعال باشيم
چاخان و زشت وخوش اقبال باشيم
همه دنبال ما افتند اي دوست
اگر كه ما خر دجال باشيم
خروس بی محل
بیا در عاشقی مانند من باش
به فکر بوسه و حرف خفن باش !
اگر یکوقت رسید هم "گشت ارشاد"
مرا ول کن برو فکر کفن باش
امید سرابی عزیز
خطاط
دماغت چون قلم، آن قامتت ني
دوچشمت نقطهاي با جوهر مي
كشيده ابروانت سركش كاف
بزير كاف، نقطه كي بود كي؟!
شبه شاعر
تو با آن قامت ناز و كشيده
زدي بر صورت قلبم كشيده
تويي ليلي و من مجنون و قاطي
به چه روزي نشونديم ورپريده
شطرنج باز
رخم گرديد چون اموات، آخر
شدم از كيش عشقت مات، آخر
دماغ فيل خود، بين، ناز كم كن!
كه گويم گور اون بابات ، آخر
شیخ نهایی
بیا شاقول و پرگار و تِلَم باش
دقیقاً نصف شب توی دلم باش !
بیا ول کن آچار و دنده ام را !
کلاجَم را نگیر ، آخ ! ، هِندِلم باش !