نبند روی روسریت را، رها نما مو را
به ابر تیره نپوشان سفیدی رو را
به ابر تیره نپوشان سفیدی رو را
بخند، تا لب و دندان و گونه و چشمت
خجل کند عسل و دُُّّر و سیب و آهو را
زبان شعر کمی تند می شود، اما
نشان بده به همه قوس تیغ ابرو را
شبیه باغ قشنگی ست گوش تا گوشَت
دو گوشواره، درختی که آلبالو را . . .
دهان که باز کنی یا دو چشم مستت را
عسل فروش ببندد به شرم کندو را
نسیم، آمد و موهای تو پریشان شد
صدای همهمه آمد "خدای من(!) مو را" !!!
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 9:48 توسط ...